عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
553
منازل السائرين ( فارسى )
باب وجود قد أطلق اللّه عز و جل فى القرآن اسم الوجود صريحا فى مواضع . فقال : يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً . « 1 » كه اشاره است به آيهء « وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ، ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً » . و كسى كه عمل زشتى مرتبك مىشود و به خودش ظلم مىكند ، سپس طلب آمرزش از خدا مىكند ، خدا را غفور و رحيم مىيابد . و نيز در آيهء « وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً . « 2 » و اگر آنان به خود ستم كنند ، سپس طلب مغفرت از خدا كنند و حضرت رسول هم براى آنها طلب مغفرت نمايد ، همانا خدا را تواب و رحيم يابند . و آياتى از اين قبيل نشان مىدهد كه خداوند متعال در مواضع مختلف قرآن « اسم الوجود » را با صراحت بيان كرده است . خواجه با استشهاد به اين قبيل آيات در تعريف « باب الوجود » مىنويسد : و وجد اللّه ، الوجود اسم للظفر بحقيقة الشىء . خداوند متعال ، اسم الوجود را براى ظفر يعنى دريافت حقيقت شىء مىداند . ظفر به حقيقت شىء كه ( در اينجا اسماء اللّه هستند ) شهود و فنا در آنهاست ؛ مثلا با شهود اسم غفور و يا حكيم يا تواب يا هر اسمى ديگر كه مقتضى استعداد سالك طالب است ، در آن فنا شود ، كه به تعبير امام راحل ( ره ) رجوع سالك به اسم ربّ خويش است . « 3 » در اين مقام معرفت عارف ، فوق علم است ، حتى فراتر از معاينه براى معاين است ، زيرا اين مقام وارد به بارگاه حضرت جمع است ، و سالك با طى درجهء سوم مقام فنا و تلبس به حق قابليت و صعود ، اين ساحت را پيدا كرده است . اسم وجود براى سه معنى است :
--> ( 1 ) . نساء / 100 ( 2 ) . نساء / 64 . ( 3 ) . تفسير سورهء حمد ، ص 16 .